هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
295
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بيست و ششم « 1 » ذى حجة الحرام 96 [ 12 ه . ق . ] امروز ، پس از ظهر ، 4 ساعت و نيم به غروب مانده ، از بئر التفله » شدّر حال گرديد ؛ و در بين راه ، بعد از قطع مسافتى به گردنهء سختى رسيديم ، مسمّى به « ثنّيه اسفان » . بعد از گذشتن از « ثنيه » ، در وسط راه محرابى و چاه بىآبى ديده شد . مذكور داشتند كه در ازمنهء سابقه ، دو طايفهء عرب با يكديگر منازعه كردند . بعد از محاربه ، در اين مكان مصالحه نموده و همين دو علامت را « آثار صلح » قرار دادند . [ عدف ] فى الجمله ، بعد از طى چند ساعتى ، 3 ساعت و نيم از شب رفته ، وارد منزل « عدف » « 2 » گرديديم . اين منزل در دامنهء كوهى اتفاق افتاده ، و به غير از چند خانهء اعراب ، در اين مكان عمارتى نيست . درختانش اغلب درخت « گز » و علفش « بوتهء حمص » « 3 » بود ؛ و در اين فصل زمستان ، به جهت سبز بودن اين گياهها ، كوه و صحرا ، كلّا سبز بود [ و ] جمّالان بوت [ ه ] هاى آن را چيده ، به شتران مىدادند . بيست و هفتم شهر ذى حجة الحرام 96 [ 12 ه . ق . ] امروز ، دو ساعت از روز رفته ، قافله كوچ كرد . بعد از طى 2 فرسخ ، به ابتداى بيابان وسيعى رسيديم كه تا چشم هر قدر كار مىكرد ، از 4 سمت مانعى نبود . اين « وادى » تا سه منزل راه بدين طريقه « مسطح » و « هموار » بود . سمت غربى اين بيابان به مساحت 5 ميل كم و زياد منتهى مىشود به « بحر احمر » ، كه قدرى پيشتر رفتيم ، دريا نمايان شد . كشتىهاى بادى كه نزديك به سواحل حركت مىكردند ، پيدا بود تا دو منزل اين راه از كنار دريا واقع است . [ فضيمه ] وقت غروب به منزل « فضيمه » رسيده ، نزول كرديم . اين منازل اسمى بلارسم دارد . در حقيقت ، جاى توقف و سكون نيست . آب نداشت . مىبايست به مسافت بعيدى چند نفر از اعراب كه بلد آنجا هستند ، بروند
--> ( 1 ) . در اصل : سيّم ( 2 ) . Ad - Daff . ( 3 ) . ميوه مخصوص شتران ، گياهى است تلخ و شورمزه ، شورگياه .